امتیاز 7 در ازمون Speaking  ایلتس

امتیاز 7 در ازمون Speaking ایلتس

امتیاز 7 در ازمون Speaking  ایلتس

ممتحن ازمون در بخش منابع واژگانی در توصیف عمومی جهت کسب امتیاز7  در ازمون speaking  می گوید :

uses some less common and idiomatic vocabulary and shows some awareness of style and collocation, with some inappropriate choices

توصیف بالا به چه معناست، بگذارید قدم به قدم جلو برویم:

with some inappropriate choices” به این معناست که شرکت کننده ازمون هنوز در قراردادن ترتیب کلمات ( collocation) اشتباه می کند.

awareness of style and collocation” اشاره به توانایی شرکت کننده ازمون در استفاده از کلمات که در گفتار روزمره استفاده می شود مثلا یک انگلیسی زبان همیشه می گوید knife and fork هیچگاه نمی گوید fork and knife البته اینطور گفتن مطمئنا خللی در درک مفاهیم ایجاد نمی کند فقط می توان گفت در نزد انگلیسی زبان این بیان معمول نیست.

برخی نمونه های با هم اوایی ها (collocation) عبارتند از:

Global warming

Sustainable development

Financial management

Job satisfaction

less common vocabulary” اشاره به توانایی شرکت کننده دارد که نشان می دهد مسلط به طیف وسیعی از واژگان است به عنوان مثال در پرسشی از شرکت کننده می خواهند که که اتوموبیل یا موتوری را که می خواهد بخرد را توصیف کند .

شرکت کننده پاسخی اینگونه می دهد:

 

Well … you know … the kind of vehicle I’ve always wanted to buy is ….”

در این توصیف استفاده از واژه vehicle جز واژگان عمومی نیست؛ البته جدا کردن لیستی از این نمونه واژگان ها بسیار سخت است – ولی بهترین کار این است که طیف واژگانی خود را گسترش دهیم.

idiomatic vocabulary“اشاره به هر دو حالت واژگان اصطلاحی مثل I am really keen on diving  دارد ، در این مثال   یعنی مشتاق to like something

و عبارات اصطلاحی مثل once in a blue moon  به معنای very rarly

باید اصطلاحات را یاد بگیریم. یادگیری حتی چند اصطلاح مسیر شما برای کسب امتیاز هموار می کند اما بدانید یادگیری اصطلاحات مستلزم  داشتن وقت است بنابر این تصمیم بگیرید اگر می خواهید خود را برای ازمون اماده کنید برای این بخش وقت بگذارید تا به نتیجه برسید.

پس با هم شروع کنیم:

     1- “in a nutshell”( to put in a nutshell) = in brief , in short

به عنوان مثال ممتحن می پرسد :

“Can you describe the qualities of a good teacher?”

و پاسخ شما چنین خواهد بود…

“Well … to put it in a nutshell, if someone wants to be a teacher they MUST have a teacher’s heart. By this I mean …..”

شما می توانید از این اصطلاح برای جمع بندی گفتارتان بارها  استفاده کنید اما مستلزم تمرین بسیار است.

2-“it’s on the tip of my tongue” meaning you can almost remember something but not quite – it only applies to a word or a name usually.

ممتحن می پرسد:

“Describe something you own which is important to you”

مثلا شما در توصیف یک دوربین می گویید:

 

“… it is very important to me so i don’t leave it out where everyone can see it … I keep it in ….hmm … I keep it in … oh look … it is on the tip of my tongue ….. you know …. that thing where people keep their clothes …. I keep it in there so it is safe and out of sight …..”

 این اصطلاح بصورت دیگری هم استفاده می شود … یعنی چیزی را که می خواهید بگویید، توصیف می کنید ولی انتخابش نمی کنید.

ممتحن می پرسد:

“What do you enjoy about your job?”

شما اینگونه  پاسخ می دهید:

“Actually I love my job not because of the work but because of my colleagues … well … except for my boss … when he was extremely rude yesterday it was on the tip of my tongue to tell him he had no right to talk to people that way, but I decided it was better to stay quiet.”

3- “put my feet up” = to relax

سوال:

“Do you know your neighbours very well?”

پاسخ:

“Do you know? … I am the kind of person who likes to go home put my feet up for a few hours and just read the newspaper or watch TV. BUT … as soon as my neighbour hears me come home she comes over for a chat, EVERY day! …”

مثالی دیگر:

سوال:

“What do you enjoy about your job?”

پاسخ:

Most people are surprised when I tell them that I love the work and pressure in my job. I am the kind of person who feels guilty if I put my feet up and do nothing … I have always been like that  … I actually enjoy the hard work and in MY job there’s lots of it! …..”

مشکل در استفاده از این اصطلاح این است که شرکت کننده نمی تواند ان را فلبداهه در گفتارش بکار ببرد به همین دلیل باید تمرین بسیار کرد و استرس و زیر و بم صدا را رعایت کردتا بتوانیم صحبت روانی را ارائه و شانس بیشتری را نصیب خودمان کنیم.

4- “to have a ball”  = to have a good time

بدون هیچ محدودیتی می توانید از این اصطلاح استفاده کنید

به عنوان مثال:

“…. if my friends call up we always go to a little Thai restaurant near my house because the staff are so friendly and we always have a ball when we go to eat there.”

5- “to hang out with” = to spend time with

ابن اصطلاح جزء اصطلاحات بسیار رایج است ولی شما می توانید از ان استفاده کنید  و امتیاز کسب کنید.

سوال:

“What do you usually do on weekends?”

پاسخ:

“Actually, I usually just stay at home, put my feet up and watch TV, but if I am hanging out with my friends we will often go shopping in Siam Square at the weekend or maybe ….”

( توجه داشته باشید که این اصطلاح ساختار فعلی دارد و در جمله بشکل استمراری بکار می رود ) ممن نمی خواهم کاربرد ان را خیلی پیچیده کنم ولی شما فقط میتوانید به این صورت بگویید:

” At weekends I usually like to hang out with my friends in Siam Square where we go window shopping, usually, for clothes at ….”

6-“hit home” = something you have come to understand very well but (perhaps) didn’t realize at first

سوال:

“What kind of weather do you have in your country?”

پاسخ:

“Do you know …. Thailand has very hot weather … all year .. it is quite hot. It didn’t really hit home just how much I enjoy this type of weather until I started to think about going to the UK study. I am worried that it will be too cold there…. but … to answer your question … it is hot in Thailand … it is a tropical climate … …”

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *